الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

373

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

و اين ، بدون شك با آنچه راويان از سيرت او روايت كرده‌اند ، هماهنگى ندارد از اينكه گفته‌اند وى در اموال دولت بسيار سختگير و دقيق بوده و چيزى از آنها را در امور مخصوص به خود ، مصرف نمىكرده است . ( 1 ) 2 - اينكه وى به پسرش « عبد اللّه » وصيت كرد كه آن بدهيها را از خانوادهء خود ادا كند و اگر اموالشان كفاف نكرد از خاندانش بخواهد كه آنها را ادا كنند و اين نشان دهندهء آن است كه آن اموال را به آنان بخشيده بود و گرنه چه توجيهى براى دريافت آنها از آنان بوده ؛ زيرا وى تسلطى بر مال غير نداشته هر چند خويشاوند وى بوده باشند . و نظر ما اين است كه اين اموال را به آنها بخشيده بود و اين امر با آنچه از وى نقل شده است كه وى با خانوادهء خود سختگير بوده است تا آنجا كه به عسر و سختى گرفتارشان مىكرد ، منافات دارد و اينكه وى با آنان به انواع شدتها و سختيها رفتار مىكرده و آنها را با ديگر مسلمين در بخشش برابر دانسته بود . ( 2 ) 3 - وصيت وى به پسرش « عبد اللّه » كه مخصوصا از قريش بخواهد تا بدهيهايش را بپردازند ، اگر اموال خاندانش براى اداى آنها كافى نباشد ، نشان دهندهء ميزان رابطهء عميق و ارتباط محكم وى به آنهاست و او به گفته مورخان : تنها نمايندهء گروههاى قريشى بوده و در اقدامات خود ، خواسته‌ها و تمايلات آنان را جلوه‌گر مىساخته است . اينها بعضى از ملاحظاتى است كه نسبت به اين وصيتنامه وجود دارد . مورخان بيان نكرده‌اند كه عبد اللّه نسبت به اداى بدهيهاى پدرش در برابر بيت المال اقدام نموده باشد و اين مطلب را ناديده گرفته و به آن اشاره‌اى ننموده‌اند . ( 3 ) به هر جهت ، هنگامى كه عبد اللّه مطمئن شد كه پدرش خواهد مرد ، از او خواست تا كسى را براى مركز خلافت تعيين كند و امور امّت را مهمل نگذارد